با درود فراوان خدمت دوستان عزيز
در اين چند وقت كه به دنبال مطالب جديد براي وبلاگ بودم گفتم بد نيست سري هم به آمار وبلاگ بزنم. تصميم گرفتم ببينم كه افرادي كه به صورت جستجو وارد وبلاگ مي شوند بيشتر به دنبال چه مي گردند.
حقيقت اين است كه بايد بگويم هدف من در اوايل ايجاد اين وبلاگ همانگونه كه از اسم وبلاگ پيداست بررسي موسيقي روحوضي و سنتي و جايگاه اين دو نوع موسيقي ايراني در بين مردم بود. اما بعدا به دلايلي از موسيقي روحوضي صرف نظر كردم و فقط رو به موسيقي سنتي آوردم. اما چندي پيش در آمار وبلاگ متوجه شدم كه هنوز هستند كساني كه به دنبال موسيقي روحوضي نيز مي گردند از اين رو گفتم بد نيست در اين مطلب جديد گريزي به موسيقي روحوضي نيز بزنم.
از مجموع انواع موسیقی در کشور ما، نوعی از آن که به نام «موسیقی روحوضی» شهرت یافته است كه در دوره حكومت قاجاريه به وجود آمد، دارای شکلی برآمده از درون کوچه و بازار است که به آن «موسیقی کوچه بازاری» هم گفته می شود. گرچه امروزه به هر موسیقی سطحی و فاقد ارزش لقب کوچه بازاری و روحوضی داده می شود، اما برخلاف نظر عموم، موسیقی روحوضی ارزش های خاص خود را دارد و بدیهی است که بهره مند از ارزش فنی نمی تواند باشد. در عین حال این شکل موسیقی چون برگرفته از نهاد مردم و از دل کوچه و بازار است، از لحاظ فرهنگی ارزشمند است. موسیقی روحوضی از آن جهت چنین نام گرفته است که در گذشته، به خاطر آنکه همه تماشاگران یک نمایش، از اتفاقات برنامه به خوبی آگاه باشند و برای تسلط خودشان، با گذاشتن تخته ای بر روی حوض محل اجرا، کارشان را انجام می دادند.
موسيقي كوچه بازاري هم بدان جهت به اين نام معروف گرديد كه از درون خانه ها و بيرون از خانه ها به وجود آمد. آن چه دوره گردان در كوچه و بازار مي خواندند، از عمق دل و سوز درونشان برگرفته بود. در نمایش هاي روحوضي، موسیقی جزو لاینفک آن به حساب می آمد که بعدها، جدا از نمایش شکل جدی تری به خود گرفت و خوانندگانی به این روش خواندن روی آوردند. شاید ما چنین خوانندگان و روش آنان را بی ارزش بدانیم. اما باید یادمان باشد که در موسیقی دستگاهی خودمان هم لزوما هر اثری که ارایه می شود، از لحاظ فنی و هنری ارزشمند نیستند. پس با این وجود، حتی موسیقی روحوضی را هم که خود به طور کلی موسیقی سطحی به حساب می آید، به دو دسته با پشتوانه فرهنگی و بدون این پشتوانه می توان تقسیم بندی کرد. آن نمونه ای که نشأت گرفته از نهاد مردم و فرهنگ باستاني و اجتماعي ايرانيان است، داراي پشتوانه فرهنگي مربوط مي توان دانست و آن بخشي كه بدون توجه به فرهنگ مردم و به طور صرف براي ساخت يك آهنگ رقص آور(!) و فقط ملهم از موسيقي خاصي است كه آنرا روحوضي و كوچه بازاري مي دانيم، از نوع دوم مي توان دانست. نوعي كه به هيچ وجه با دل و فرهنگ مردم و سوز دروني آنان ارتباطي ندارد. از سوي ديگر موسيقي روحوضي تنها و تنها زماني شكل واقعی به خود می گیرد که عنصر فرهنگ عامه در آن به طور واضح مشخص باشد. از جمله هنرمنداني که در این عرصه به فعالیت پرداختند، مرتضي احمدي را می توان نام برد كه نقش موثري داشته است. - برای یک منتقد یا علاقه مند به انتقاد، واجب است که همه نوع شکل موسیقی را گوش دهد!- روش خواندن چهار نفر اول و به خصوص دو نفر آخر، به طور کامل دخالت عناصر فرهنگی و اجتماعی کوچه وبازار را نشان می دهد. به طور قطع آن چه که از نهاد مردم به وجود آمده باشد، بسیار دلنشین تر و جذاب تر است تا چيزي كه نه تنها مربوط به فرهنگ ما نيست، بلكه فاقد هرگونه ارزش زيبايي شناختي است. پس بر ماست كه نگرشمان را نسبت به اين فرم موسيقي با اين ويژگي ها تغيير دهيم و تازه، براي آن و هنرمندان اين عرصه هم احترام قايل شويم.
